تخفیف 105.000 تومانی در دوره تصویری عزت نفس و خوشبختی!!!

چگونه راز یافتن آرامش درونی را پیدا کنیم؟

چگونه قهرمان زندگی خودم باشم؟

ما در جهان نیستیم , جهان در درون ماست. نخستین باری که این مطلب شنیدم , حیرت کردم .  چگونه ممکن است جهان در درون من باشد؟ چگونه ممکن است شما _یعنی یک انسان دیگر _ درون من زندگی کنید؟ مدت زیادی طول کشید تا فهمیدم آنچه در واقع درون من وجود دارد , هزاران ویژگی و خصلتی است که هر انسان را شکل می دهد. در هر انسان نقش کل بشریت ترسیم شده است. دیدگاه کل نگرانه کیهان به ما می آموزد که هر یک از ما نمونه کوچکی از کل عالم هستیم و هر یک از ما تمامی دانش کل عالم را دارا می باشیم.

آن هنگام که درک کنید هر آنچه در دیگران می بینید, در خود دارید کل دنیای شما دگرگون می شود. هدف ما در این مقاله آن است که هر آنچه را دیگران دوست داریم و یا از آن بی زاریم , بیابیم و در آغوش بگیریم. به محض آن که با خود به صلح برسیم,با جهان به صلح خواهیم رسید. با پذیرش این حقیقت که هر یک از ما تمامی ویژگی های هستی را در خود داریم, می توانیم از تظاهر به این که همه چیز نیستیم, دست بکشیم. بیشتر ما آموخته ایم که با سایرین تفاوت داریم. برخی از ما خود را بهتر از دیگران می پنداریم و بسیاری از ما خود را بی کفایت می دانیم.

 

این داوری ها زندگی ما را شکل می دهند.این داوری ها به آن منجر می شود که بگوییم: ” من مثل تو نیستم” شاید به عنوان یک سفید پوست باور داشته باشید که با سیاه پوست ها تفاوت دارید . این اعتقادات توهم جدا بودن ما را پابرجا نگه می دارند. آنها موانعی درونی و بیرونی ایجاد می کنند که ما را از آغوش کشیدن کل وجودمان باز می دارد.این اعتقادات سبب می شود که ما پیوسته همدیگر را نشانه رویم.

چرا اشخاص هدف گذاری نمی کنند ؟

ما نمی توانیم چیزی را درک کنیم یا ببینیم و خود آن نباشیم. ما نمی توانیم صفتی را که در خود نداریم, در دیگری تشخیص دهیم. اگر از شجاعت کسی به وجد می آیید , به دلیل آن است که در وجودتان ویژگی شجاعت را دارید و اگر گمان می کنید کسی خود خواه است,مطمئن باشید شما هم می توانید همان اندازه خود خواهی نشان دهید.

هرچند ما همه ای ویژگی ها را پیوسته ابراز نمی کنیم, اما هر یک از ما این توان داریم که آن ویژگی های را که می بینیم , از خود نشان می دهیم. ما جزیی از جهان تمام نگار هستیم و در نتیجه  تمامی آنچه که می بینیم و از آن خوشمان یا بدمان می آید , هستیم هر رنگ پوست, وزن یا اعتقادات مذهبی که داشته باشیم, از ویژگی های کیهانی مشابهی برخورداریم. تمامی انسان ها در این اصل مهم با هم شریک هستند.

 

هنگامی که جست و جو را در جهان درون  آغاز کردم,به نظرم کاری غیر ممکن آمد. گمان می کردم عیب از من نیست ,بلکه جهان بهم ریخته است.واقعا نمی خواستم بپذیرم که همه ی ویژگی های جهان را دارم.و در نتیجه هدف من این شد که ببینم چگونه ممکن است جهان در درون من باشد. سپس خود را جای افراد مختلف قرار دارم در محیط و شرایط آنها خودم را قرار دادم.ما نمی توانیم تا هنگامی که خود را جای فرد دیگری نگذاشته ایم, در مورد او پیش داوری کنیم.به مرور زمان توانستم همه ی آن شخصیت ها را در خود ببینم.

۹ تیپ شخصیت شناسی آناگرام

 

 

به مرور زمان آن صدای درونی که پیوسته همه چیز و همه کس را پیش داوری می کرد,آرام گرفت . همه ی عمر آرزو داشتم ذهنم آرام گیرد و اکنون می دیدم که این کار شدنی است.تا هنگامی که خود را نمونه کوچکی از کل هستی نبینید , به صورت فردی مجزا به زندگی ادامه خواهید داد. در این حالت برای یافتن پاسخ و راهنمایی به جای درون به بیرون رو می آوردید و در مورد آنچه خوب یا بد است, پیش داوری می کنید.

در این وضعیت اعتقاد به این توهم را ادامه می دهید که من و شما در حقیقت مرتبط نیستیم و همچنان خود را پشت نقاب هایتان حفظ می کنید تا احساس امنیت و آرامش داشته باشید , اما با پذیرفتن و در آغوش کشیدن تمامیت هستی در خود, کل بشریت را در آغوش می گیرید.

یکایک جنبه های وجود ما به درک مهربانی نیاز دارد.اگر ما مایل نباشیم که این محبت را نسبت به خود روا داریم, چگونه می توانیم انتظار داشته باشیم که جهان آن را نثار ما کند؟ هستی همان گونه است که ما هستیم.عشق نسبت به خود باید در وجودمان رسوخ کند و تمامی سطوح آن را در برگیردند برخی وجود درونی خود را دوست دارند , اما نمی توانند بیش از یک دقیقه سر و وضع خود را در آینه ببینند و برخی دیگر همه ی پول و وقتشان را صرف ظاهر می کنند و از آنچه در درون دارند بیزار هست.

زمان آن رسیده است که به تمامیت وجودمان توجه کنیم تا بتوانیم هر بخش درونی یا بیرونی را که مایل باشیم, آگاهانه دگرگون نماییم. اکنون زمان آن است که عاشق درونی یا بیرونی را که مایل باشیم. یکایک اجزای ما موهبتی را در بر دارد. با دوست داشتن و در آغوش کشیدن تمامی وجودمان می توانیم حقیقتا همه یافراد را دوست بداریم و در آغوش گیریم.

چطور ضمیر ناخودآگاه مان را برنامه ریزی کنیم؟

یک دقیقه به این بیت شعر دقت کنید

 

ای نسخه ی نامه ی الهی که تویی      /        ای آیینه ی جمال شاهی که تویی

بیرون ز تو نیست هرچه در عالم هست        /   از خود بطلب هر آنچه خواهی که تویی

یعنی در یک کلام هستی در درون ماست و ما برای رسیدن به هر چیزی و کیفیتی باید به درون خودمان بنگریم نه بیرون

و در کلام آخر

هنگامی که شما خویش (خودتان) را بشناسید دیگران هم تبدیل به همان خویش می شوند, جهان خویش می شود, درخت خویش می شود, آسمان خویش می شود ,سیارات خویش می شوند, تمام کائنات خویش است.بنابراین به هرجا که بروی , هرکاری که بکنی مشغول دیدن خویشی و خویش همیشه عشق و مهر و صلح و سعادت است.به همین دلیل که شما چیزی را جدا از خودتان نمی بینید . شما خودتان را می بینید.

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

توسط
تومان